|
ويژهنامه « ترورحقيقت » منتشر شد ويژهنامه "ترورحقيقت " با هدف بررسي حقوقي ـ سياسي شبهات مطرح شده درباره انتخابات 22 خرداد و بازخواني پرونده اغتشاشات اخير از سوي روزنامه جوان منتشر شد. ا_ خط انقلاب 40 ميليون راي دارد؛ ا_ نماي نزديك،نگاهي اجمالي به شبهات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و تنش آفريني برخي كانديداها؛ ا_ پاسخ 20 شبهه انتخابات، نگاه سيستمي به انتخابات و رد شبهه تقلب،پاسخ وزير كشور به شبهات انتخاباتي، ا_ اتهام تقلب، توهين به ناظران خود كانديداها است، ا_ طرح بيگانگان براي اغتشاشات؛ اولينهاي انتخابات دهم؛ ا_ آيا تقلب موثر در انتخابات امكان پذير است؟ ا_ شبيه سازي 30 خرداد 60 در 30 خرداد 88؛ ا_ اغتشاشات از كجا كليد خورد؟ ا_ گزارش ويژه از بازداشت اعضاي سه كميته كودتاي مخملي؛ ا_ انتخابات 88 و نظريه راي دهندگان مياني؛ ا_ ميرحسين و سناريوهاي پيش رو؛ اختلاف نطر با آقاي هاشمي در كجاست؟ ا_ رويش و پالايش ياران انقلاب؛ ا_ چند كلام با ميرحسين موسوي بخشهاي اصلي ويژهنامه "ترورحقيقت " را تشكيل ميدهد. را می توانید با کلیک بر لینک بالا مشاهده فرمائید
حماسه۲۲خردادومهرتائیدبرپاکی وعدالت مبارک + شماره چهارم ویژه نامه خبری-تحلیلی مسجد امیرالمومنین.ع منتشر شد گفتگو با خانواده شهیدان فیض و غنیان
به خونخواهي فرزندانمان از موسوي شکايت کردهايم
پسران دیگری هم دارم که حاضرم به خاطر نظام و رهبری فدا کنم البته اگر آقا قابل بدانند. هرچند ما مطمئن هستیم که اجر فرزندمان پیش خداوند محفوظ است ولی بهخاطر اینکه موسوی و حامیانش یعنی انگلیس و اسرائیل و آمریکا دیگر اجازه بیحرمتی به فرمایشات آقا را پیدا نکنند، از او شکایت کردهایم.
به خانه پدر میرود. پدر نوه 2 ساله اش را در آغوش میکشد. هرچند مادر از او می خواهد که شب را در منزل پدری بگذراند، اما او باز می گردد، سرخوش از لبیک به رهبر. امروز شنبه است. اتومبیلی را که همین هفته قبل تحویل گرفته است، برای سفر به تهران آماده میکند. مدتی هست که در فکر خرید رایانه است، خیابانها شلوغ است. ماشین را قدری دورتر پارک میکند و پیاده حرکت می کند. فکرش را هم نمیکند که به سمت مرگ گام بر می دارد. تندتر قدم می زند. شلوغی و سرو صداهای اطراف، اضطرابش را بیشتر میکند. میخواهد بر گردد، ولی ممکن نیست. او باید کشته شود، چون فردی شکست خورده در انتخابات، میخواهد با تهدید و ارعاب رئیسجمهور شود... پدر و مادر در خیابان جانبازان زندگی میکنند. تلفنی با مصطفی فیض برادر شهید محمد حسین فیض که تازه پا به سن 26 سالگی گذاشته بود، صحبت میکنم. صدای لرزان و گرفته او احساس خوبی را منتقل نمی کند، آدرس را میگیرم. پردههای سیاه و همراه با تسلیت اقوام و همکاران روی درو دیوار حکایت از وجود خانوادهای داغدیده دارد. پلهها را آرام بالا میرویم. روی درب آپارتمان عکس محمد حسین را با روبان مشکی چسباندهاند. لحظهای خودم را جای خانواده شهید میگذارم. مادر، ما را به خانه دعوت میکند. "هنوز باورم نمیشود، همین دیروز به خاک سپردیمش"، مادر این را میگوید و بلورهایی از اشک را که روی گونههایش غلط میخورد، با گوشه چادر مشکی خود پاک میکند. پدر اما آرامتر است، او که فرزندش را شهید در راه حق و نظام میداند، میگوید: ما فرزندمان را برای انقلاب دادیم، برای آقا دادیم، برای این دادیم که آن 13 میلیون نفر بفهمند به چه کسی رأی دادند. عکسهای 2 شهید با لباس خاکی و چفیههای مشکی رنگ روی طاقچه خانه دیده میشود که بنابر گفته غلامرضا فیض پدر خانواده عموهای شهید محمدحسین هستند. مصطفی برادر دیگر محمدحسین، عکس او را میان عکسهای عموهایش پشت سر پدر قرار میدهد. خانه رنگ و بوی غم دارد، البته شاید به قول "مادر" خیلیها از جمله موسوی این رنگ و بو را نشناسند. "پسران دیگری هم دارم که حاضرم به خاطر نظام و رهبری فدا کنم البته اگر آقا قابل بدانند" پدر این را میگوید و همراه با فروخوردن بغضی که راه گلویش را میبندد، اضافه میکند: هرچند ما مطمئن هستیم که اجر فرزندمان پیش خداوند محفوظ است ولی بهخاطر اینکه موسوی و حامیانش یعنی انگلیس و اسرائیل و آمریکا دیگر اجازه بیحرمتی به فرمایشات آقا را پیدا نکنند، از او شکایت کردهایم و همانطور که اطلاع دارم، دیگر خانوادههای شهدا و جانبازان نیز چنینکاری کردهاند.
فرزند 2 ساله محمد حسین را در جمع نمیبینم، شاید خوابیده باشد شاید هم... نمیدانم وقتی بزرگ شد چه تصویری از پدرش برای خود میسازد اما قطعاً به گفته پدربزرگش برای برداشتن نقاب وطن دوستی از چهره میرحسینها راه پدر را ادامه میدهد. هاجر فیض دختر دیگر خانواده هم که حالا حلوا و خرمای برادر 26 سالهاش را به مهمانها تعارف میکند، جلو میآید و میگوید: الحمدالله که ما چهره زشت و پنهان موسوی را شناخته بودیم و به دکتر احمدینژاد رأی دادیم اما به آن تعداد اندکی که به این فرد رای دادند، میگویم که شما هم مسئول هستید و باید از این آقا اعلام برائت کنید. دختر کوچک خانواده از رهبری میخواهد که نگذارد خون برادرش پایمال شود و از قوهقضائیه بخواهند که هر چه زودتر عوامل و مسببان این جنایتها و سردستهی آنها یعنی موسوی را به دست قانون بسپارند. محسن برادر بزرگ محمدحسین هم که به خونخواهی از برادرش حرف میزند، میگوید: ما به آقا میگوییم که تا آخرین قطرهی خون خود میجنگیم و آن روز نیاید که شما را رنجور و ناراحت از دست دشمنان و منافقان ببینیم. ضبط را خاموش میکنم. سکوت خانه را احاطه کرده و زنها و مردهای سیاهپوش دورتا دور اتاق نشستهاند. پدر مطلبی یادش میآید و میخواهد که دستگاه ضبط را روشن کنم تا بگوید: شورای نگهبان در صلاحیت افراد اهتمام بیشتری نشان دهد و در انتخاباتهای بعد اجازه ندهد امثال موسوی ها وارد صحنه شوند. مادر ما را بدرقه میکند. جلوی درب آپارتمان کنار عکس پسرش میایستد و میگوید: فرزند من قابل رهبری را ندارد، دکتر احمدینژاد هم بداند که ما نه تنها از حمایت او دست نخواهیم کشید بلکه محکمتر در راه پیروزی ایشان میایستیم و اگر لازم باشد، تمام فرزندان و حتی خودم را فدای این راه میکنم. دست های لرزان مادر را از یاد نمی برم. مادر هم شنبه، 30 خرداد ماه 1388 را فراموش نمی کند. داغ فرزند باعث شده تا پدر شهید غنیان یکی دیگر از شهدای حوادث روز شنبه، تمایل چندانی برای مصاحبه نداشته باشد. او به چند جمله بسنده می کند: "موسوی مسئول خون فرزند من است". او که اصالتاً مشهدی است اضافه می کند: مسئول خون فرزند من میر حسین موسوی است و تا زمانی که این حق استیفا نشود، این موضوع و مجازات قانونی موسوی را مصرانه پیگیری میکنم. پدر از دیگر خانواده های شهدا می خواهد که آن ها هم به خون خواهی فرزندانشان از موسوی شکایت کنند.
+ پاسخ وزارت كشور به يكايك ابهامات موسوي ------------------------------------ +چند كلام با ميرحسين موسوي ------------------------------------ + آراي تفكيكي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در 30 استان كشور آراي تفكيكي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در شهرستانهاي 30 استان كشور از سوي وزارت كشور اعلام شد. + پاسخ رئيس ستاد انتخابات كشور به شبهههاي اخير رئيس ستاد انتخابات كشور در برنامه ويژهاي از شبكه خبر به شبهات متعدد مطح شده در خصوص انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري پاسخ داد. -------------------------------------- احمدي نژاد: 40 ميليون ايراني شرکت کننده در انتخابات برنده هستند/ + تحريف سخنان رييس جمهور با چه انگيزهاي؟ -------------------------------------- شخصيت هاي سياسي مطرح کردند: + هاشمي رفسنجاني در برابر فتنه ها موضع گيري کند رهبر معظم انقلاب اسلامي در عظيم ترين نماز جمعه تهران: حل و فصل همه اختلافات در سر صندوق رأي است نه در كف خيابان ها رهبر انقلاب اسلامي حل و فصل همه اختلافات را در سر صندوق رأي، فلسفه انتخابات خواندند و خاطر نشان كردند: انتخابات براي اين است كه در صندوق هاي رأي معلوم شود كه مردم چه مي خواهند نه در كف خيابانها. تیتر موارد مطرح شده در بیانات ولی فقیه : _ انتخابات زلزله اي سياسي براي دشمنان و جشني تاريخي براي دوستان ايران _ "تعهد سياسي و احساس مسئوليت " نسل اول انقلاب _ جواب ملت ايران به تبليغات مغرضانه _ آشنايي نزديك و شناخت 4 نامزد _ مناظره هاي تلويزيوني ابتكاري مهم _ ادامه مناظره ها در سطوح مديريتي _ تخريب و سياه نمايي _ مقصر بودن دو طرف مناظره ها _ كسي آقايان هاشمي و ناطق نوري را به فساد مالي متهم نكرد _ نظر رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است _ مبارزه جدي و پيگيري با فساد مالي _ 22 خرداد حماسه اي تاريخي و جهاني _ چهار نامزد در درون جبهه انقلاب _ مجاري قانوني را تنها مسير رسيدگي به شبهات _ لحظه حساس تاريخي براي كشور _ مسئول خونها، خشونتها و هرج و مرج ها _ همه بايد قانون را فصل الخطاب بدانند _ صندوق هاي رأي نه در كف خيابانها _ تجمعات خياباني بهترين پوشش براي تروريستهاي نفوذي و ضربه هاي تروريستي _ مسئوليت تبعات و هرج و مرج _ شروع نوعي ديكتاتوري _ برادري و تفاهم و رعايت قانون _ با مردم صريح تر صحبت خواهم كرد _ طمع دشمنان _ خط تخريب - آتش سوزي - غارت اموال عمومي و مردم و سلب امنيت _ دلسوزي جنايتكاران غربي و امريكايي _ كشتي استوار متكي به ايمان و اراده مردم _ آنچه را لازم بود انجام داديم و آنچه را بايد گفت، گفتيم ![]()
+ گزارش تصویری جشن میلاد حضرت زهرا(سلام الله علیها) و جشن شکرانه حماسه ملت ]حماسه22خرداد88 [ میدان ولیعصر تهران با حضور دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب در اين اوضاع، نخبگان و مجاهدان حزباللهي چه بايد كنند در شرایطی قرار گرفته ایم که بهت و سرگردانی بیش از همه چیز در آن جلوه دارد. بعضی از دوستان معتقدند باید به کناری نشست تا اوضاع خودبخود درست شود. بعضی دیگر هم معتقدند باید کاری کرد اما این که چه کار، نمی دانند. بعضی دیگر هم وارد اقداماتی می شوند که نهایتاً آن را بی نتیجه می یابند. در این شرایط توجه به چند نکته ضروری است: الف- اقلیتی وقیح می خواهند تصمیم خود را بر اکثریت تحمیل کنند و در این مسیر از ساده دلی مردمی که به میرحسین موسوی رای داده اند سوء استفاده می کنند. اشرافیت سیاسی و رسانه ای در جنون آمیزترین شکل خود گزینه به میدان کشیدن نیروهای اجتماعی و ماهی گرفتن از آب گل آلودِ اغتشاش را برای ادامه مسیر خود انتخاب کرده است. ب- نیروی انتظامی و رسانه منفعل ملی نمی توانند کاری در برابر این هجمه برنامه ریزی شده پیش ببرند. نیروهای مردمی باید به کلی از حرکت های دولتی قطع امید کنند و خود پا به میدان صیانت از آرای اکثریت بگذارند. ج- جنگ، جنگ احمدی نژاد و میرحسین نیست. و نباید گذاشت به جنگ رای دهندگان به این دو منتهی شود. این، جنگ بین اکثریت مردم بی زبان و بی رسانه است با جریان تندرویی که پیش تر هم در حرکت هایی همچون تحصن نمایندگان مجلس ششم و غائله 18 تیر نشان داد ابایی از به آتش کشیدن مملکت و قربانی کردن مردم و منافع عمومی ندارد. میرحسین نیز در خوشبینانه ترین حالت، قربانی این جریان فریبکار است. د- به نظر می رسد اولین و اصلی ترین مشکل ما در این موقعیت، بحران ایده است. ایده های نو و مبتکرانه ای که بتواند تاثیر گسترده بگذارند، تولید نشده و حتی زبان ها در برابر موقعیت تهاجمی مقابل به لکنت افتاده است. یافتن موضع تهاجمی و طراحی مضامین و قالبهایی که آگاهی و تعهد عمومی نسبت به شرایط موجود را افزایش دهد، اولین و کلیدی ترین قدم است که باید به سرعت انجام گیرد. هـ- فهرست زیر، 30 مسأله نظری و نیز سوژه هایی است که تامل در آن ها و شرح و بسطشان شاید بتواند ما را از بهت و انفعال خارج کند و برای ادامه مسیر و همچنین برنامه ریزی کوتاه مدت و میان مدت مفید واقع شود. شایسته است نیروهای انقلابی علاوه بر طراحی روش های ابتکاری مورد بحث در بند (د)، به تکمیل این فهرست نیز کمک کنند و هر کس به تناسب اطلاعات و تجارب خود به موشکافی حداقل یکی از این موضوعات بپردازد و یادداشتی تحلیلی و دقیق درباره آن بنویسد: 1- انحصار رسانه ها در دستان نخبگان و اشراف و تاثیر آن بر پایمال شدن حقوق روستانشینان و محرومان/ آسیب شناسی رسانه های کشور از حیث پایتخت زدگی. 2- تاثیر متقابل "پایتخت" و "سایر شهرها و روستاها" برای تعیین سرنوشت سیاسی کشور/ معکوس شدن روند سابق (اثرگذاری پایتخت بر کل کشور) در مردمسالاری دینی (اثر گذاری کل کشور بر پایتخت)/ چه عواملی جنس اکثریت مردم تهران را از جنس سایر مناطق جدا کرده است؟ 3- اکثریت خاموش مردم که این بار در خلال یک حضور 85درصدی به میدان آمدند، در روستاها و شهرستان ها به چه کسی رای دادند و چرا؟ در شهرهای بزرگ چه؟ 4- تحلیل منطقه ای و مردمشناختی رای دهندگان به احمدی نژاد و موسوی. 5- چرا موسوی و حامیانش باور نمی کنند احمدی نژاد رای آورده است؟/ نقد توهمات روشنفکری بویژه با تکیه بر ادعاهای زهرا رهنورد/ عوامل ایجاد توهم "اکثریت" بودن. 6- معنای "اطرافیان" و "حامیان" چیست؟ جایگاه و تاثیرشان چیست؟ هاشمی و موسوی چگونه از این مسیر ضربه خورده اند؟ 7- نقش هاشمی و نامه اول او در حمایت از موسوی و عملکردش. 8- سکوت ها و اشارات رهبر انقلاب در دو هفته گذشته نسبت به سخنان و عملکرد هاشمی، میرحسین و احمدی نژاد. 9- هاشمی گاه به منتظری تشبیه می شود و گاه از سوی خود و هوادارانش به شهید بهشتی. شباهت ها و تفاوت های او با هر یک از این دو شخصیت تاریخی چیست؟ 10- چرا موسوی حاضر نیست سخنان رهبر انقلاب درباره التزام به روند قانونی را بپذیرد؟/ مصادیق تقابل موسوی و رهبری در دو هفته گذشته. 11- ابزارهای بزرگنمایی تعداد رای دهندگان به موسوی بوِیژه در شهر تهران و نیز فضای اینترنت 12- مقایسه قضاوت های قطعی موسوی درباره تخلف انتخاباتی و ضرورت ابطال انتخابات، با اعلام اسامی مفسدین اقتصادی توسط احمدی نژاد پیش از تصمیم قضایی در این خصوص/ کار کدام باعث شد مملکت از هم بپاشد؟ 13- "فتنه"، "شبهه" و "نفاق" در قرآن و سنت دقیقاً چگونه تعریف شده اند و معیارهای تشخیص مصادیق آن ها چیست؟ 14- امکان یا عدم امکان تقلب گسترده در سیستم انتخاباتی کشور. 15- خاطرات ناظران صندوق ها از روند انتخابات و نتایج آرا در هر صندوق. 16- خاطرات ناظران صندوق ها در انتخابات سال ۱۳۸۰ (کم و کیف تقلب یا عدم تقلب برای خاتمی) 17- بررسی موشکافانه بهانه هایی که معترضان در خصوص سیر برگزاری انتخابات، به آن ها تمسک می کنند (از قبیل نحوه تمدید وقت، نحوه توزیع تعرفه ها، نحوه اعلام نتایج و ...) 18- مقایسه عملکرد موسوی با بازندگان دوره های قبلی انتخابات ریاست جمهوری (توکلی، ناطق، هاشمی) 19- موسوی چگونه نیروهای اجتماعی را در ایام انتخابات به میدان آورد و چگونه تا اکنون آن ها را مدیریت کرده است؟/ آیا اکنون دعوت موسوی به حفظ آرامش نتیجه ای دارد؟ 20- تفاوت ها وشباهت های شرایط حاضر با دوران بنی صدر و چگونگی کنترل شرایط با الهام از آن مقطع تاریخی. 21- نقد آشوب ها و قانون گریزی های اخیر از نظر حامیان میرحسین موسوی. 22- ادبیات میرحسین در نامه ها و بیانیه ها و تاثیر آن بر افزایش التهابات. 23- نقد عملکرد صداوسیما و فهرست فعالیت هایی که رسانه ملی می توانست و می تواند برای فروکاستن التهابات انجام دهد. 24- بهترین و به لحاظ فرهنگی کم هزینه ترین راه مقابله با آشوب های خیابانی چیست؟ برخورد انتظامی؟ برخورد نیروهای بسیج؟ ایجاد تجمعات مردمی در مقابل آشوب ها؟ رها گذاشتن اغتشاشات؟... 25- آیا در اعتراضات خیابانی، راهی برای جداکردن مردم معترض از عناصر اغتشاشگر حرفه ای هست؟ 26- اعتماد از دست رفته مردمی که ساده دلانه شب ها بر بام ها الله اکبر می گویند چگونه می تواند بازگردد؟ 27- برای آگاه کردن و اقناع مردم معترضی که تحت تاثیر فضاسازی میرحسین موسوی قرار گرفته اند، چه گروه مرجع یا چه نگاه و ادبیاتی قابل استناد و قابل استفاده است؟ 28- قابلیت مساجد برای پوشش ضعف رسانه ای جبهه مردمی انقلاب. 29- قابلیت وبلاگها برای پوشش ضعف رسانه ای جبهه مردمی انقلاب/ نقد فضای فعلی وبلاگهای مذهبی و انقلابی به جهت انفعال، تکرار یا رکود. 30- ریشه یابی انفعال نیروهای انقلابی مستقل و نخبه در برابر فتنه حاضر/ راه های کلان بازگرداندن ابتکار عمل به نیروهای مردمی و متکی نبودن به رسانه ها و اقدامات دولتی. * اين مطلب رو محمدجواد ميري دوست عزيز و خوشفكرمون در اوضاع كنوني منتشر كرده كه بسيار موثر و راهگشا است * من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد.
بازخواني فرمايشات حضرت امام خميني (ره)غلط می کنی قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد خبرگزاري فارس: ميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادند به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادند به قانون اساسي. گزيدهاي از فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) درباره تمكين مسئولان ، احزاب و گروهها به قانون و فصلالخطاب بودن قانون اساسي و شوراي نگهبان به شرح ذيل است: * من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415) *نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 378) * اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام قدم به قدم پيش ميرود، اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود انسان،اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415) * قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415) براي دوستاني كه فكر ميكنند در انتخابات تقلب شده ... نه براي آنهايي كه ميدانند چه شده ... و نه براي كساني كه وقتي رأي ميآورند، مردم ميشوند محبوب ... اما وقتي همان مردم تحويلشان نگيرند ميشوند توده ... فيالوقع براي آنهايي كه فكر ميكنند و تصميم ميگيرند - براساس آمار رسمي 46 ميليون و 200 هزار نفر است واجد شرايط رأي بودهاند رأي دهندگان در جامعه روستايي 15 ميليون و 300 هزار نفر، معادل 33 درصد شهرهاي كوچك 19 ميليون و 600 هزار نفر، معادل 43 درصد و شهرهاي بزرگ 11 ميليون و 260 هزار نفر، معادل 24 درصد كه از اين رقم آخر حدود 5ميليون شهر تهران است. همانطور كه مشخص است بيشترين ميزان تاثيرگذاري بر نتيجه را شهرهاي كوچك دارند. پس از آن روستاها و سپس شهرهاي بزرگ و درنهايت شهر تهران. اين نكته مهم را هم بايد در نظر داشته باشيد كه ميزان مشاركت در روستاها فوقالعاده بالاست و هرچه به بزرگي شهرها افزوده ميشود،از مشاركت هم كاسته ميشود؛ پس: احتياج به توضيح ندارد كه ايران فقط دور و بر ما شهرنشيننان بزرگ نيست،همين اشتباه مديريتي كه مسؤوين نظام طي اين چندين ساله داشتند و ماحصلاش چيزي جز تمركز سرمايه و امكانات و بهطبعش افزايش جمعيت و بالارفتن خطرات اجتماعي در تهران و شهرهاي بزرگ نبود. نتايج انتخابات 22خرداد88 به تفكيك شهرها اعلام شد. اگر معتقد نيستيد كه دستكاري شده است و دروغ؛ اهل فكريد و منطق؛ خودتان نگاهي بياندازيد: نتايج آرا به تفكيك استان و شهرستان از سايت وزارت كشور؛ بالاترين راي ميرحسين در تهران بوده است: دو ميليون و 166245 كه ميشود معادل 52درصد آراي شهر تهران كه همينجا هم تنها 300هزار راي با احمدينژاد فاصله داشته است درحاليكه راي احمدينژاد در مشهد با 1ميليون و 27273 بوده است وبيش از دوبرابر راي ميرحسين در مشهد ميرحسين تنها در شميرانات اختلاف فاحشي با احمدينژاد دارد، دويست هزار در مقابل يكصدهزار راي، اما اختلاف احمدينژاد با ميرحسين در شهرهاي كوچك وحشتناك است،مثلا: در ابوموسي كه ميرحسين كمترين راي يعني 16 راي دارد، احمدينژاد بيش از 2هزار راي يعني حدود 170برابر وي راي بدست آورده است و در بسياري از شهرهاي كوچك هم همينطور؛ ميتوان گفت كه در شهرهاي بزرگ در واقع مراكز استانها، رقابت بين ميرحسين و احمدينژاد تنگاتنگ بوده است. كه در اين بين تهران، يزد، زاهدان، زنجان و اردبيل را موسوي برده است ولي مشهد،قم، خرمآباد و اصفهان را با اختلاف زياد واگذار كرده است. ۱. تهران// احمدينژاد: 1809855 موسوي: 2166245 2. مشهد// احمدينژاد: 1027273 موسوي: 459011 3. اصفهان// احمدينژاد: 666955 موسوي: 389459 4. شيراز// احمدينژاد: 568009 موسوي: 352082 5. تبريز// احمدينژاد: 435728 موسوي: 419983 6. اهواز// احمدينژاد: 399240 موسوي: 223107 7. قم // احمدينژاد: 422457 موسوي: 148467 8. اروميه// احمدينژاد: 234600 موسوي: 199682 9.قزوين // احمدينژاد: 220856 موسوي: 96973 10. يزد // احمدينژاد: 133792 موسوي: 148090 11. خرم آباد// احمدينژاد: 203026 موسوي: 72113 12. اردبيل// احمدينژاد: 137220 موسوي: 140582 13. زنجان// احمدينژاد: 200307 موسوي: 69944 14. زاهدان// احمدينژاد: 120978 موسوي: 140118 15. سنندج//احمدينژاد: 80936 موسوي: 74987 ياد بگيريم فقط خودمان را نبينيم ايران فقط براي تهران و مركز استان نشينان نيست ايران فقط بينندگان "بالاترين" نيست ايران فقط وبلاگنويسان و دانشجويان نيست ايران براي همه ايرانيان در همه جاي آن است
*منبع: خبرنگار مسلمان
+ بحث آماري درباره فراگيري موج سبز بحث آماري درباره فراگيري موج سبز در پي وقوع آشوبهاي اخير در كشور از سوي تعدادي از اساتيد و دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف.
جهت مشاهده متن کامل کلیک فرمائید
پيام مهمي كه مسكوت مانده است؛پنجمين شكست پيدرپي "خاتمي " از "مردم "
با گذشت يك هفته از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري يكي از مهترين پيامهاي اين انتخابات به صورت كاملاً زيركانهاي از سوي طيف شكست خورده انتخابات مسكوت نگه داشته شد. خبرنامه دانشجويان ايران نوشت؛ پنهان كردن پنجمين شكست پي در پي سيد محمد خاتمي كه مهمترين ابزار جناح موسوم به اصلاح طلب براي جمع كردن ظرفيت اجتماعي در انتخابات است، يكي از مهمترين استراتژيهاي اتاق فكر اين طيف سياسي است.
در اين خصوص بررسي پنج انتخابات اخير در کشور (با احتساب دو دور انتخابات دور نهم رياست جمهوري) نشان مي دهد روند افول محبوبيت کانديداي اصلاح طلبان نه تنها مخصوص انتخابات اخير نبوده است بلکه در يک شيب معنادار از سال 8 با دومين دوره انتخابات شوراي شهر و روستاها آغاز شد و با هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي ادامه يافت.
بر اين اساس اولين شکست رسمي سيد محمد خاتمي به نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر مي گردد، در اين انتخابات خاتمي به صراحت از مصطفي معين حمايت کرد اما بر خلاف انتظار وي، تنها 4 ميليون ايراني به معين راي دادند.
اين شکست براي خاتمي در هفته ي بعد از 27 خرداد ادامه يافت، چرا که حتي حمايت هاي معنادار سيد محمد خاتمي از هاشمي رفسنجاني موجب پيروزي هاشمي نشد، به اين ترتيب ناظران سياسي معتقد بودند عملکرد 8 ساله دولت اطلاحات به اندازه کافي از محبويت خاتمي کاسته است.
سال 85 نيز نيروهاي اصلاح طلب براي پايان دادن به شکست هاي خود، در سومين دوره ي انتخابات شواري شهر به صورت رسمي از عکس هاي خاتمي استفاده کردند و نتيجه باز هم چيزي جز شکست نبود.
هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي اما نقطه عطفي بود که حتي بعد ها موجب کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري دهم شد.
اما شکست سنگين و تاريخي آقاي خاتمي به هفته ي گذشته برمي گردد: فشار همه جانبه گروه هاي مرجع اصلاح طلب به خاتمي براي حضور در عرصه انتخابات موجب شد، وي از بهمن ماه سال 87 حدودا 40 روز کانديداي محبوب اصلاحات باشد، اما حضور يکباره ميرحسين موسوي در انتخابات و کناره گيري خاتمي اولين بذر هاي ناراحتي را در جبهه اصلاح طلب کاشت.
استفاده افراطي از چهره خاتمي در پوسترهاي مهندس موسوي، حضور چشمگير وي در فيلم انتخاباتي ميرحسين و اظهار نظرات متعدد وي در حمايت از کانديداي مشارکت و مجاهدين براي سنجش محبوبيت آقاي خاتمي کافي بود اما با عدم اقبال جامعه به ميرحسين موسوي يکي از دلايل کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات مشخص شد! |
![]() |